اخبار برگزیده

دو تا خاطره شیرین

سلام

بالاخره من به اینترنت رسیدم. computer aww smileybig smile2 smileyکلی اتفاقات جالب افتاد ولی از بس دیر رسیدم بیشترشو یادم نمیا.

شنبه سالگرد عقدمون بود و من هرچی پاساژ گردی کردم به نتیجه ای نرسیدم که چی برای همسر بخرم. بی خیال کادو شدم. البته کاریم نداریم خودمم کادو نگرفتم و در یک عملیات استراتژیک تصمیم گرفتم که برای اولین بار در عمرم کیک درست کنم. کلییییک 

شنبه رو روزه گرفته بودم واس همین تا یک و نیم ظهر خوابیدم:| از همون روز برنامه خوابم بهم خورد. شبا بیدارم روزا خواب:|black eye1 smiley

دوشنبه شب هم مهمون شام داشتم. اولین تجربه مهمون داری به نظرم شیرین بود. دو تا از دوستای همسر به اتفاق خانومهاشون. درواقع دوست همسر و خانومش جاری مذکور در پست ماه قبلرو پاگشا کرده بودم.قورمه سبزی درست کرده بودم. کلیییییییییییک 

دیروزم عکسای پاتختی و حنابندونم حاضر شد و بسی قشنگ شدن.dance  2 smiley

دیگه هیچی یادم نیست. اینا رو هم به لطف عکسایی که گرفته بودم یادم بود


دو تا خاطره شیرین

دو تا خاطره شیرین

دو تا خاطره شیرین

 


منبع این نوشته : منبع
آخرین جستجو شده ها